
شریک فنی یا برونسپاری؟ برای اجرای ایده نرمافزاری کدام مسیر مناسبتر است؟
نویسنده Kasbix
ساخت محصول فقط بخشی از تصمیم است
فرض کنید ایدهای برای یک محصول نرمافزاری دارید؛ شاید یک اپلیکیشن موبایل، پلتفرم SaaS، سرویس مبتنی بر هوش مصنوعی یا سیستمی تخصصی برای یک صنعت مشخص.
خیلی زود به یک سؤال مهم میرسید: چه کسی قرار است این محصول را بسازد؟
اگر تیم فنی داخلی ندارید، معمولاً دو مسیر جدی پیش روی شما قرار میگیرد: اجرای پروژه توسط یک تیم توسعه یا پیدا کردن یک شریک فنی. این دو مسیر در ظاهر شبیه یکدیگرند، اما در عمل دو نوع رابطه کاملاً متفاوت هستند.
برونسپاری پروژه یعنی چه؟
در مدل معمول برونسپاری، شما یک فریلنسر، آژانس یا شرکت نرمافزاری را برای اجرای پروژه استخدام میکنید.
نیازهای پروژه مشخص میشوند، تیم توسعه درباره زمان، هزینه و محدوده کار برآورد ارائه میدهد و محصول بر اساس توافق طرفین ساخته میشود.
این مدل زمانی بسیار مناسب است که بدانید چه چیزی میخواهید بسازید، بودجه لازم را داشته باشید و بخواهید مالکیت و کنترل کامل کسبوکار در اختیار خودتان باقی بماند.
شریک فنی چه تفاوتی دارد؟
نقش شریک فنی معمولاً فراتر از نوشتن کد است. بسته به مدل همکاری، شریک فنی میتواند در تصمیمهای محصول، استراتژی تکنولوژی، معماری، توسعه و حتی مسیر بلندمدت کسبوکار نقش داشته باشد.
یک شریک فنی خوب فقط نمیپرسد «این قابلیت را چطور بسازیم؟»؛ ممکن است قبل از آن بپرسد «آیا اصلاً لازم است این قابلیت را بسازیم؟»
به همین دلیل این مدل بیشتر شبیه ساختن یک محصول در کنار یکدیگر است تا خرید خدمات برنامهنویسی.
۱. ببینید محصولتان چقدر شفاف شده است
اگر نیازمندیها، فرایندها و نقشه راه محصول تا حد زیادی مشخص هستند، سپردن پروژه به یک تیم توسعه میتواند انتخاب کارآمدی باشد.
اما ایدههای اولیه معمولاً پر از فرضیات هستند. ممکن است بعد از گفتگو با مشتریان، بازار هدف تغییر کند، تعدادی از قابلیتها حذف شوند یا حتی مدل درآمدی اولیه نیاز به بازنگری داشته باشد.
در چنین مرحلهای حضور تخصص فنی در تصمیمهای محصول میتواند ارزش بیشتری نسبت به اجرای صرف پروژه داشته باشد.
۲. مشخص کنید چه مسئولیتهایی را میخواهید به اشتراک بگذارید
در برونسپاری معمولاً تصمیمهای اصلی محصول و کسبوکار بر عهده شماست و تیم توسعه مسئول اجرای نرمافزار توافقشده است.
در یک شراکت، مرز مسئولیتها میتواند گستردهتر باشد؛ از برنامهریزی فنی و اولویتبندی قابلیتها گرفته تا تصمیمهای مربوط به مسیر آینده محصول.
بنابراین قبل از جستوجوی شریک فنی باید مشخص کنید آیا واقعاً به فرد یا تیمی برای مشارکت در این تصمیمها نیاز دارید یا فقط یک تیم حرفهای برای اجرای برنامه خود میخواهید.
۳. تفاوت فقط در هزینه نیست
یکی از برداشتهای اشتباه این است که شریک فنی راهی برای ساخت رایگان یک اپلیکیشن است.
شراکت واقعی یعنی تبادل ارزش. اگر یک تیم فنی قرار است زمان، تخصص و منابع قابل توجهی در اختیار پروژه قرار دهد، طبیعتاً باید در مقابل آن ارزش معناداری دریافت کند؛ برای مثال سهم از کسبوکار، سهم از درآمد یا ساختار دیگری که دو طرف درباره آن توافق میکنند.
بنابراین Partnership را باید بهعنوان یک رابطه تجاری بلندمدت بررسی کرد، نه جایگزینی برای پرداخت هزینه برنامهنویسی.
۴. میزان تعهد دو طرف را بررسی کنید
یک پروژه نرمافزاری ممکن است چند ماه طول بکشد؛ اما یک همکاری استارتاپی موفق ممکن است سالها ادامه داشته باشد.
به همین دلیل برای انتخاب شریک فنی، مهارت برنامهنویسی بهتنهایی کافی نیست. نحوه ارتباط، انتظارات، تقسیم مسئولیت، شیوه تصمیمگیری و اهداف بلندمدت طرفین اهمیت زیادی دارند.
حتی یک تیم بسیار قدرتمند از نظر فنی نیز در صورت تفاوت جدی در انتظارات میتواند شریک مناسبی نباشد.
۵. از الان درباره بعد از MVP فکر کنید
انتشار نسخه اول معمولاً پایان مسیر یک محصول نرمافزاری نیست.
کاربران بازخورد میدهند، باگها مشخص میشوند، زیرساخت باید توسعه پیدا کند، قابلیتهای جدید درخواست میشوند و گاهی دادههای واقعی نشان میدهند که حتی مسیر محصول باید تغییر کند.
قبل از انتخاب مدل همکاری مشخص کنید بعد از انتشار MVP چه کسی مسئول نگهداری و توسعه محصول خواهد بود.
چه زمانی برونسپاری انتخاب منطقیتری است؟
اگر محدوده پروژه نسبتاً مشخص است، بودجه لازم برای توسعه را دارید، میخواهید مالکیت کامل کسبوکار را حفظ کنید و بیشتر به یک تیم باتجربه برای طراحی و اجرای محصول نیاز دارید، برونسپاری میتواند مسیر مناسبی باشد.
این مدل همچنین معمولاً مرز شفافتری برای هزینه، خروجی پروژه و مسئولیتهای طرفین ایجاد میکند.
چه زمانی شریک فنی میتواند منطقی باشد؟
اگر تکنولوژی بخش مرکزی کسبوکار است، محصول به توسعه فنی مداوم نیاز دارد و شما نیز ارزش مکمل قابل توجهی مانند تخصص در یک صنعت، دسترسی به بازار، مشتری، سرمایه یا شبکه توزیع دارید، بررسی مدل شراکت میتواند منطقی باشد.
شراکتهای قوی معمولاً زمانی شکل میگیرند که هر طرف چیزی به پروژه اضافه کند که جایگزین کردن آن برای طرف دیگر آسان نباشد.
هر ایده خوبی الزاماً گزینه خوبی برای شراکت نیست
جذاب بودن یک ایده بهتنهایی معمولاً برای شکل گرفتن یک Partnership کافی نیست.
یک تیم فنی هنگام بررسی پیشنهاد شراکت ممکن است بازار، تجربه بنیانگذار، دسترسی به مشتری، مدل درآمدی، رقبا، توانایی اجرا و شواهد واقعی درباره وجود مسئله را نیز بررسی کند.
به همین دلیل اعتبارسنجی ایده قبل از جستوجوی شریک فنی میتواند کیفیت مذاکره را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
نگاه Kasbix به این انتخاب
در Kasbix همه ایدههای نرمافزاری الزاماً از یک مسیر عبور نمیکنند.
بعضی کسبوکارها دقیقاً میدانند چه محصولی میخواهند و به دنبال تیمی باتجربه برای اجرای آن هستند. بعضی افراد هنوز در مرحله ایده قرار دارند و قبل از شروع توسعه به بررسی فنی و محصول نیاز دارند.
در برخی شرایط منتخب نیز ممکن است یک ایده ظرفیت شکلگیری یک همکاری عمیقتر و Partnership را داشته باشد.
مهم این است که به جای قرار دادن تمام ایدهها در یک مدل ثابت، نوع همکاری متناسب با شرایط همان پروژه انتخاب شود.
قبل از اینکه بپرسید چه کسی ایده شما را بسازد، مشخص کنید ایده شما واقعاً به چه نوع همکاریای نیاز دارد.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.
ثبت نظر
نظرات پس از بررسی نمایش داده میشوند.