
قابلیتهای بیشتر یعنی محصول بهتر؟ هزینه پنهان شلوغ کردن نرمافزار
نویسنده Kasbix
تلهای به نام «قابلیت بیشتر»
هنگام ساخت یک محصول نرمافزاری، اضافه کردن یک قابلیت جدید معمولاً شبیه پیشرفت به نظر میرسد.
رقیب یک قابلیت جدید دارد؟ ما هم اضافه کنیم. مشتری چیزی درخواست کرده؟ وارد Roadmap شود. یکی از اعضای تیم ایده جذابی دارد؟ آن را هم بسازیم.
بعد از مدتی محصولی که قرار بود یک مسئله مشخص را ساده حل کند، تبدیل به سیستمی پر از منو، تنظیمات و امکاناتی میشود که شاید بخش کوچکی از کاربران واقعاً به آنها نیاز داشته باشند.
اینجا وارد تله قابلیتها میشویم؛ تصور اینکه هرچه امکانات بیشتری داشته باشیم، ارزش بیشتری هم برای کاربر ایجاد کردهایم.
هر قابلیت یک هزینه پنهان دارد
هزینه یک قابلیت فقط تعداد ساعاتی نیست که برنامهنویس برای ساخت آن صرف میکند.
قابلیت جدید باید طراحی، برنامهنویسی، تست، مستندسازی و در آینده نگهداری شود. ممکن است باگ جدید ایجاد کند، ساختار دیتابیس را تغییر دهد، روی قسمتهای دیگر سیستم تأثیر بگذارد یا منابع بیشتری از زیرساخت بخواهد.
حتی توسعهدهندگان آینده نیز هنگام تغییر بخشهای مرتبط باید این قابلیت را بشناسند و تأثیر تغییرات روی آن را بررسی کنند.
بنابراین چیزی که امروز یک هفته زمان برای توسعه میگیرد، ممکن است سالها برای محصول هزینه ایجاد کند.
پیچیدگی فقط مشکل تیم فنی نیست
هر قابلیت جدید تعداد تصمیمهایی را که کاربر باید بگیرد نیز افزایش میدهد.
تصور کنید برای اولین بار وارد یک نرمافزار میشوید و با دهها منو، دکمه، داشبورد و تنظیم مختلف روبهرو میشوید.
ممکن است تکتک این امکانات برای گروهی از کاربران مفید باشند، اما ترکیب همه آنها تجربه محصول را برای اکثر افراد پیچیده کند.
محصول خوب فقط امکانات در اختیار کاربر قرار نمیدهد؛ بلکه کمک میکند کاربر سریع بفهمد قدم بعدی چیست.
درخواست مشتری مهم است؛ اما Roadmap محصول نیست
گوش دادن به مشتری ضروری است، اما این به معنی ساختن تمام چیزهایی نیست که مشتری درخواست میکند.
کاربر معمولاً بر اساس تجربه و فرایند فعلی خودش یک راهحل پیشنهاد میدهد. وظیفه تیم محصول این است که مسئله پشت آن درخواست را پیدا کند.
مثلاً مشتری ممکن است بگوید «یک گزارش جدید میخواهم». با کمی بررسی شاید متوجه شوید مشکل اصلی این است که نمیتواند وضعیت کسبوکار را سریع تشخیص دهد.
در این حالت شاید یک داشبورد ساده، هشدار خودکار یا حتی تغییر کوچکی در صفحه فعلی، مسئله را بهتر از ساخت یک ماژول گزارشگیری بزرگ حل کند.
قبل از «چطور بسازیم؟» بپرسید «چرا بسازیم؟»
جلسات مربوط به قابلیتهای جدید معمولاً خیلی سریع وارد بحث فنی میشوند: ساخت آن چقدر طول میکشد؟ با چه تکنولوژیای پیادهسازی شود؟ دکمه کجا قرار بگیرد؟
اما قبل از تمام این سؤالها باید یک سؤال مهمتر مطرح شود: چرا باید این قابلیت را بسازیم؟
چه مشکلی را حل میکند؟ چند کاربر این مشکل را دارند؟ چند بار با آن مواجه میشوند؟ اگر این قابلیت را نسازیم چه اتفاقی میافتد؟
گاهی پاسخ همین چند سؤال میتواند جلوی چند هفته توسعه برای قابلیتی کمارزش را بگیرد.
اولویتبندی خودش یک مهارت محصول است
Roadmap نباید آرشیوی از تمام ایدههایی باشد که تیم تا امروز مطرح کرده است.
برای هر قابلیت میتوان عواملی مانند تأثیر روی مشتری، ارزش تجاری، اهمیت استراتژیک، هزینه توسعه و میزان شواهد موجود درباره مسئله را بررسی کرد.
گاهی یک تغییر کوچک که اصطکاک فرایندی روزانه را برای تمام کاربران کاهش میدهد، چند برابر ارزشمندتر از قابلیت بزرگی است که فقط پنج درصد کاربران از آن استفاده خواهند کرد.
پس رقبا چه میشوند؟
تحلیل رقبا ضروری است، اما کپی کردن لیست قابلیتهای آنها استراتژی محصول نیست.
ممکن است رقیب شما بازار هدف متفاوت، مدل درآمدی متفاوت یا حتی سالها قابلیت اضافی و پیچیدگی انباشته داشته باشد.
به جای اینکه بپرسید «رقیب چه چیزی دارد که ما نداریم؟» سؤال بهتر این است: «کاربر رقیب چه مسئلهای دارد و آیا ما میتوانیم آن را سادهتر حل کنیم؟»
هوش مصنوعی این مسئله را جالبتر کرده است
ابزارهای جدید هوش مصنوعی میتوانند بخشهایی از توسعه نرمافزار را بسیار سریعتر کنند و آزمایش قابلیتهای جدید نسبت به گذشته آسانتر شده است.
اما سریعتر شدن توسعه، نیاز به تصمیمگیری محصول را از بین نمیبرد.
اگر ساخت قابلیت اشتباه ارزانتر شود، ممکن است فقط تعداد بیشتری قابلیت اشتباه بسازیم.
سرعت توسعه زمانی تبدیل به مزیت واقعی میشود که بدانیم چه چیزی ارزش توسعه دادن دارد.
گاهی بهترین قابلیت همان چیزی است که حذف میکنید
توسعه محصول همیشه به معنی اضافه کردن نیست.
حذف یک مرحله اضافی، ترکیب دو صفحه، خودکار کردن یک کار تکراری یا حذف یک تنظیم گیجکننده گاهی بیشتر از یک قابلیت بزرگ جدید تجربه محصول را بهتر میکند.
سادگی به معنی کمبود امکانات نیست؛ نتیجه تصمیم آگاهانه درباره امکاناتی است که واقعاً اهمیت دارند.
محصول را حول ارزش اصلی بسازید
هر محصول باید بتواند به یک سؤال ساده پاسخ دهد: این محصول دقیقاً چه کار مهمی را برای کاربر آسانتر میکند؟
هرچه یک قابلیت به این ارزش اصلی نزدیکتر باشد، توجیه ساخت آن سادهتر خواهد بود.
اما قابلیتهایی که ارتباط کمی با مسئله اصلی محصول دارند باید برای ورود به Roadmap از فیلتر سختتری عبور کنند.
نگاه Kasbix به توسعه محصول
در Kasbix توسعه نرمافزار را مسابقهای برای ساخت طولانیترین لیست امکانات نمیبینیم.
چه در حال بررسی یک ایده اولیه باشیم، چه یک MVP بسازیم و چه روی یک سیستم بزرگ کسبوکاری کار کنیم، یکی از مهمترین تصمیمها این است که مشخص کنیم چه چیزی باید الان ساخته شود، چه چیزی میتواند منتظر بماند و چه چیزی اصلاً نباید ساخته شود.
نرمافزار خوب باید مسئله مهمی را بدون ایجاد پیچیدگی غیرضروری حل کند.
گاهی بهترین تصمیم برای محصول، اضافه کردن قابلیت بعدی نیست؛ بلکه داشتن دلیل کافی برای «نه» گفتن به آن است.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.
ثبت نظر
نظرات پس از بررسی نمایش داده میشوند.